|
جمعه ساکت جمعه متروک جمعه چون کوچه های کهنه غم انگیز جمعه اندیشه های تنبل بیمار جمعه خمیازه های موزی کشدار جمعه بی انتظار جمعه تسلیم خانه خالی خانه دلگیر خانه در بسته بر هجوم جوانی خانه تاریکی و تصور خورشید خانه تنهایی و تفال و تردید خانه پرده کتاب گنجه تصاویر آه چه ارام وپر غرور گذر داشت زندگی من چو جویبار غریبی در دل این جمعه های ساده متروک در دل این خانه های خالی دلگیر آه چه آرام و پر غرور گذر داشت + نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387 17:30 توسط سمیرا |
شاید آن روز که سهراب نوشت (تا شقایق هست زندگی بایدکرد) خبر از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینطوری نوشت هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجباریست. + نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 18:12 توسط سمیرا |
+ نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387 3:15 توسط سمیرا |
به نام خدايي كه هستي را با مرگ ، دوستي رابي رنگ ، زندگي را با رنگ ،عشق را رنگارنگ ، يه هيزم شکن وقتي خسته ميشه که تبرش کُند بشه! نه اين که هيزمش زياد باشه . تبر ما انسانها باورهامونه نه آرزوهامون + نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387 2:32 توسط سمیرا |
۴-يه روز يه يارو داشته دنده عقب با ماشين از كوه ميرفته بالا بهش ميگن چرا دنده عقب ميري ميگه آخه ۵-غضنفر از تاکسي پياده مي شه درو محکم مي بنده مي گه پدر سگ خودتي ۶-يارو به رفيقش ميگه: همسايهمون خيلي بيشعوره، ساعت2 + نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387 2:24 توسط سمیرا |
مرز عشق اين روزها شباهت زيادي به آدامس داره: وقتي با 1 انگشت به سمت کسي اشاره مي کني و مسخرش ميکني اگه خوب به دستت دقت کني 3 تا انگشتت به سمت خودته + نوشته شده در جمعه سوم آبان 1387 2:16 توسط سمیرا |
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 5:57 توسط سمیرا |
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 17:43 توسط سمیرا |
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 4:24 توسط سمیرا |
سلام به همگی من بازم امدم منتظرباشيد زود بر مي گردم + نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387 4:50 توسط سمیرا |
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 3:50 توسط سمیرا |
دو سه روز پیش ایمیلی در یافت کردم که فکر کردم ازین سرکاریها است. شركت bio-genica در استرليا عروسکهای جاندار موسوم به (Genpets) را به کمک علم مهندسی ژنتیک وبا ترکیبی از ژنهای خرگوش شامپانزه و خوک تولید کرده که نمونه آنها در طبیعت وجود ندارد. این موجود زنده در حالت خواب زمستانی در بستهبندیهای مخصوص در فروشگاههای این شركت عرضه میشود. حیوان خانگی ساخته شده در شركت جنپتس مانند دیگر حیوانات دچار درد و رنج میشود اما به گونهای ساخته شده كه هنگام درد، سر و صدای زیادی نمیكند. عمر این حیوان یك تا سه سال است و پس از خروج از بسته بندی و برخاستن از خواب زمستانی به سرعت با انسان و كودكان انس میگیرد. این شركت اعلام كرده است كه به زودی فروش انبوه محصول خود را در قفسه فروشگاههای زنجیرهای و نمایندگیهای خود آغاز میكند و اكنون در حال ثبت و اهدای حق نمایندگی فروش است. بستهبندیها دارای نشانگر ضربان قلب حیوان، چراغ LEDكه درجه تازگی حیوان را نشان میدهد و لوله ویژه تغذیه است. شركت سازنده این حیوانات اعلام كرده است كه آنها مانند دیگر حیوانات، دارای عضله، استخوان و خون هستند و اگر قسمتی از بدن آنها بریده شود، خونریزی میكنند و در صورت عدم مراقبت جان خواهند باخت. اقدام شركت فوق دغدغه فیلسوفان و حامیان حقوق انسان و حیوانات را بار دیگر گوشزد میكند و بیم زندگی در جهانی مانند "جزیره دكتر مونرو" را به ذهن متبادر میكند. در جزیره دكتر مونرو كه یك داستان تخیلی مربوط به چند دهه پیش است، حیواناتی زندگی میكنند كه نیمی انسان و نیمی حیواناند. به نظر میرسد با عرضه انبوه این حیوانات خانگی، كه برخی خصوصیات عروسكها را نیز دارا هستند، نسلی از كودكان پرورش مییابند كه تفكر متفاوتی در مورد حیات، سر منشا و ماهیت آن در ذهن خواهند داشت و به این ترتیب نگاه آنان به زندگی و فرهنگ زیستی آنان دگرگون خواهد شد.و اما چند سوال مهم در باره این موجود که در سایت شرکت به آنها جواب داده شده است : ۱) آیا جن پتس زنده است و نفس میکشد ؟ بله او زنده است و نفس میکشد ، عضله و خون دارد ولی با القاء خواب زمستانی به این حالت در پلاستیک قرار گرفته است . در عین حال در همین حالت هم کاملا زنده است و از سوراخهایی که بر روی پلاستیک قرار دارد تنفس میکند. ۲)آیا جن پتس چشم هایش را باز میکند ؟ بله ! حدود بیست دقیقه بعد از اینکه بسته را باز کردید ، جن پتس کم کم بیدار میشود و زندگی خود را شروع میکند . ۳)آیا جن پتس احساسات دارد و چه نوع موجودی است ؟بله ، جن پتس با تغییراتی که در دی ان ای آن ایجاد شده در هفت شخصیت یا کارکتر وارد بازار خواهد شد ، و شما میتوانید بنا به علاقه تان ، جن پتس باهوش، کم حرف ،شیطون ، مودب و یا اجتماعی را خریداری کنید. ۴) آیا جن پتس رشد میکند ؟ چند سال عمر میکند؟ جن پتس رشد کامل خود را داخل بسته انجام میدهد و میزان عمرش بسته به نوع آن از یک تا سه سال متفاوت است . توضيح اضافه :این موجود زنده طوری ساخته شده که حرکات محدودی مانند یک نوزاد داشته باشد به گونهای که مدفوع بسیار مختصر داشته باشد و به غذای کمی هم احتیاج دارد.قد آن حدود ۲۰ سانتیمتر و قطرش ۷ سانتیمتر است و جثه آن از این بزرگتر نمیشود. هر موقع هم که نخواستید از آن استفاده کنید می توانید با فعال کردن یک پروتئین او را موقتا به خواب زمستانی ببرید. برای اطلاعات بیشتر به سایت شرکت مراجعه کنید: http://www.genpets.com/index.ph + نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 7:27 توسط سمیرا |
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 23:58 توسط سمیرا |
من رنج آن دلقک دوره گرد + نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 23:16 توسط سمیرا |
سلام دوستان خوبم آقاي دکتر بنده زني گرفتم که دختري 18 ساله داشت.روزي پدرم از اين دختر خوشش چندي بعد زن من پسري زائيد و از آن روز زن پدرم خواهر ناتني پسرم و حتي مادر بزرگ او + نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 0:6 توسط سمیرا |
ستاره من وقتی که شب می شود در آسمان شب سرد، تنها یک ستاره بیدار است.آن ستاره توایی ای مهربان ستاره ی من، تویی که همانند فرشتگان بدون لحظه ای غیبت به شهر سرد من خیره می شوی تا هزاران هزار گناه من را نظاره کنی تا ساعت ها خواب جاهلانه را مزه کنی خیره می شوی تا هماغوش دقایق سرد مرده ایی همچون من شوی، ستاره ی من ستاره ی مهربان من اهنگ حضورت آنچنان لطیف و شاعرانه است که من را مدهوش می کند تو تنها چیزی هستی که برای من ارزش فکر کردن را داری تو بر خلاف دیگر ستارگان شب که مثل هرزه زنان مست بی رمقانه با چشمک های خود کودکان گناه را یاری می کنند با نگاه ساکت وجاریت گلهای باغ احساس را آبیاری می کنی نمی دانم چقدر از شهر من دوری اما همان جا حست می کنم،میشنومت تو تکرار همیشگی عشقی و من فقط انعکاس بی ارزش نور تو هستم و دیگر هیچ تو مثل نگاه معصومانه کودکی می مانی که گم شده است چه عشاقی که برای لحظه ای دیدنت موی سپید کرده اند و تو چه صبورانه در زندان شب با نگاهت به آنها امید دادی از دوریت ناله نمی کنم چون می دانم اگر روزی به تو نزدیک شوم آزارت می دهم پس با تمام خون دل ها دوریت را دوست می دارم و می پرستمت می خواهم حس کنم افسانه ای دست نیافتنی هستی می خواهم نبودنت باعث این شود که بی لیاقتی خود را حس نکنم ستاره ی معصوم من دوست دارم عبورت را عاشقانه بنگرم دوست دارم صدای تو تنها صدای جهان من باشد دوست دارم چارقد آسمان را بدزدم، به خانه ی دلم بیاورم به غیر از تو دیگر ستارگانش را پاک کنم و از وردی تو آنقدر نقاشی کنم که دستم جز نقش تو چیزی را نشناسد ستاره من ایمان بیاور که که نور تو زیباترین آواز زندگی من است گر چه می دانم که تو ان را برای خدا می خوانی اماحسادت نمی کنم چون می دانم من نامحرمی چشم چرانم ستاره ی من اگر یه روز به سمت خدا سفرت را آغاز کردی این را بدان این پایین ها چشمهایی هست که تا ابد به انتظار توست. + نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 9:5 توسط سمیرا |
اسپانیایی ها میگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتر است "ایتالیایی ها میگن: "عشق یعنی ترس از دست دادن تو ! " ایرانی ها میگن : "عشق سوء تفاهمی است بین دو احمق كه با یك ببخشید تمام میشود ...
نامه ی چارلی چاپلین به دخترش : تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی بدن عریان خودت را نشان نده هیچ وقت چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن قلبت را خالی نگاه دار اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن که فقط یک نفر باشد و به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم زیرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز ... + نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 9:3 توسط سمیرا |
دختري با ظاهري ساده از خيابان آفريقا (جردن) تهران مي گذشت که پسري در پياده رو به او گفت «چطوري سبيلو ؟» دخترخونسرد، تبسمي کرد و جواب داد «وقتي تو ابرو بر مي داري ، مو رنگ مي کني و گوشواره ميندازي، من سبيل مي زارم تا جامعه، احساس کمبود مرد نداشته باشه
************************************************* امدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ بی وفا حلا که من افتاده ام از پا چرا؟ نوش دارویی و بعداز مرگ سهراب امدی سنگ دل این زود تر می خواستی حالا چرا؟ عمر ما را مهلت امروز وفردای تو نیست من که یک امروز مهمان تو ام فردا چرا؟ *************************************************** تا كدوم ستاره دنبال تو باشم تا كجا بي خبر از حال تو باشم مگه ميشه از تو دل بريد و دل كند بگو مي خوام تا ابد مال تو باشم از كسي نيس كه نشوني تو نگيرم ************************************************* آري دوستي دو نيمه دارد نيمي از آن عشقي است كه دل تو را بيقرار كرده است و نيمي ديگر آن محبتي است كه در دل من مي تپد + نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 17:22 توسط سمیرا |
بعضي عشقها مثال حضرت نوحه (بعضيها از ترس طوفان ميان پيشت) . بعضي عشقها مثال حضرت ابراهيمه (بايد همه چيزتو قربوني کني). بعضي عشقها مثال حضرت مسيحه (آخرش به صليب مي کشنت) . بعضي از عشقها مثال حضرت موسي است (يه کم که دور مي شي يه گوساله مياد جاتو مي گيره)!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 5:1 توسط سمیرا |
+ نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 10:29 توسط سمیرا |
+ نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 7:36 توسط سمیرا |
كاش مي شد عشق را تقسيم كرد از براي هر يكي يك نيم كرد كاش مي شد دردها را گوش كرد جرعه اي از عشق را هم نوش كرد + نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 7:35 توسط سمیرا |
نگاه نکن یهو جو گیر نشید دوستتونو بوس کنید + نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 6:33 توسط سمیرا |
باز هم روزهای بی تو را می شمارم وای اگر انگشتهایم تمام شوند وای اگر انگشتهایم گم شوند یک فکری اصلا دستهایم را مشت می کنم خدا را چه دیدی شاید نگاهت مشتم را باز کرد خدا را چه دیدی شاید نفست این مشت بزرگ توی گلویم را هم باز کرد خدا را چه دیدی شاید پیشانی این دختر اخمو هم باز شد اصلا شاید رویمان به روی هم آنقدر باز شد که بگویم دلم برایت تنگ شده بود تا راه نفسم باز شود خدا را چه دیدی + نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 6:28 توسط سمیرا |
+ نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 6:21 توسط سمیرا |
+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 16:35 توسط سمیرا |
مطالب بالا اگرچه تا حدود زيادى درست هستند اما به خاطر داشته باشيد كه مطلق نيستند + نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 17:8 توسط سمیرا |
آن كه جفا جوست نمي بايد خواست سنگين دل و بدخوست نمي بايد خواست
ما را زتو غير از تو تمنايي نيييييييييت ازدوست به جز دوست نمي بايد خواست + نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 7:33 توسط سمیرا |
امشب به قصه دل من گوش می کنی فردا مرا چو قصه فراموش می کنی + نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 7:18 توسط سمیرا |
اگر بپرسی : به چه عشق می ورزی؟ اگر بپرسی : از چه می ترسی؟ اگر بپرسی : به چه می خندی؟ که امکانش به ما داده شده! فرصتی برای انسان شدن + نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 6:55 توسط سمیرا |
|